[ˈaʊ̯sˌɡʁɛnt͡sn̩]
منزوی کردن، طرد کردن
معنی، مثال و مترادفِ ausgrenzen ←Man darf niemanden wegen seiner Religion ausgrenzen.
انسان نباید هیچکس را به خاطر دینش طرد کند.
Wir achten darauf, dass die Kinder niemanden beim Spielen ausgrenzen.
ما حواسمان هست که کودکان هیچکس را هنگام بازی کنار نگذارند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی