سطح C2فعل

ausbluten

خون‌ریزی کردن، تمام شدن

English: to bleed out, to bleed dry

صرف فعل ausbluten

حال
er blutet aus
گذشته‌ی ساده
blutete aus
پرفکت
hat ausgeblutet
امری
blute aus! / blutet aus!
  • ich blute aus
  • du blutest aus
  • er/sie/es blutet aus
  • wir bluten aus
  • ihr blutet aus
  • sie bluten aus

جمله‌ی مثال با ausbluten

  • Die Wunde blutete langsam aus.

    زخم به آرامی خون‌ریزی کرد و تمام شد.

«ausbluten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.