سطح C1فعل

verbluten

خون‌ریزی کردن، خون‌ریختن

English: to bleed to death

صرف فعل verbluten

حال
er verblutet
گذشته‌ی ساده
verblutete
پرفکت
ist verblutet
امری
verblut! / verblutet!
  • ich verblute
  • du verblutest
  • er/sie/es verblutet
  • wir verbluten
  • ihr verblutet
  • sie verbluten

جمله‌ی مثال با verbluten

  • Tom könnte verbluten.

    تام ممکن است از خون‌ریزی بمیرد.

«verbluten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.