سطح C2فعل

auftischen

سرو کردن، پیش کشیدن

English: to serve up, to dish up

صرف فعل auftischen

حال
er tischt auf
گذشته‌ی ساده
tischte auf
پرفکت
hat aufgetischt
امری
tisch auf! / tischt auf!
  • ich tische auf
  • du tischst auf
  • er/sie/es tischt auf
  • wir tischen auf
  • ihr tischt auf
  • sie tischen auf

جمله‌ی مثال با auftischen

  • Sie tischte uns eine üppige Mahlzeit auf.

    او یک غذای مجلل برای ما سرو کرد.

«auftischen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.