سطح C2فعل

aufwarten

پذیرایی کردن

English: to serve, wait on

صرف فعل aufwarten

حال
er wartet auf
گذشته‌ی ساده
wartete auf
پرفکت
hat aufgewartet
امری
warte auf! / wartet auf!
  • ich warte auf
  • du wartest auf
  • er/sie/es wartet auf
  • wir warten auf
  • ihr wartet auf
  • sie warten auf

جمله‌ی مثال با aufwarten

  • Mit solch einem Gedächtnis kann ich nicht aufwarten.

    با همچین حافظه‌ای نمی‌تونم به رخ بکشم.

«aufwarten» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.