تقسیم، توزیع
English: division, distribution
Der Abgeordnete meinte, die Aufteilung der brasilianischen Nordstaaten sei keine wirksame Maßnahme.
نماینده مجلس گفت که تقسیم ایالتهای شمالی برزیل اقدام مؤثری نیست.
«Aufteilung» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.