سطح C2فعل

formieren

شکل دادن، صف بستن

English: to form, to line up

صرف فعل formieren

حال
er formiert
گذشته‌ی ساده
formierte
پرفکت
hat formiert
امری
formier! / formiert!
  • ich formiere
  • du formierst
  • er/sie/es formiert
  • wir formieren
  • ihr formiert
  • sie formieren

جمله‌ی مثال با formieren

  • Die Schüler formieren sich zu einer Reihe.

    دانش‌آموزان در یک صف می‌ایستند.

«formieren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.