سطح C2فعل

aufbleiben

بیدار ماندن

English: to stay up, to remain awake

صرف فعل aufbleiben

حال
er bleibt auf
گذشته‌ی ساده
blieb auf
پرفکت
ist aufgeblieben
امری
bleibe auf! / bleibt auf!
  • ich bleibe auf
  • du bleibst auf
  • er/sie/es bleibt auf
  • wir bleiben auf
  • ihr bleibt auf
  • sie bleiben auf

جمله‌ی مثال با aufbleiben

  • Rosie durfte bis elf aufbleiben.

    رزی اجازه داشت تا ساعت یازده بیدار بماند.

«aufbleiben» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.