سطح C2فعل

anschieben

هل دادن، راه انداختن

English: to push, to start (a vehicle)

صرف فعل anschieben

حال
er schiebt an
گذشته‌ی ساده
schob an
پرفکت
hat angeschoben
امری
schieb an! / schiebt an!
  • ich schiebe an
  • du schiebst an
  • er/sie/es schiebt an
  • wir schieben an
  • ihr schiebt an
  • sie schieben an

جمله‌ی مثال با anschieben

  • Man darf den Scooter hier nur anschieben. Fahren verboten.

    اینجا اسکوتر را فقط باید هل داد. راندن ممنوع است.

«anschieben» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.