سطح C1فعل

befördern

ارتقا دادن، حمل کردن

English: to promote, to transport

صرف فعل befördern

حال
er befördert
گذشته‌ی ساده
beförderte
پرفکت
hat befördert
امری
befördere! / befördert!
  • ich befördere
  • du beförderst
  • er/sie/es befördert
  • wir befördern
  • ihr befördert
  • sie befördern

جمله‌ی مثال با befördern

  • Der Bus kann 30 Personen befördern.

    این اتوبوس می‌تواند ۳۰ نفر را جا دهد.

«befördern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.