پیش بردن، تسریع کردن
English: to drive forward, to accelerate
Wir müssen das Projekt unbedingt vorantreiben.
ما باید حتماً پروژه را پیش ببریم.
«vorantreiben» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.