سطح C2فعل

vorantreiben

پیش بردن، تسریع کردن

English: to drive forward, to accelerate

صرف فعل vorantreiben

حال
er treibt voran
گذشته‌ی ساده
trieb voran
پرفکت
hat vorangetrieben
امری
treib voran! / treibt voran!
  • ich treibe voran
  • du treibst voran
  • er/sie/es treibt voran
  • wir treiben voran
  • ihr treibt voran
  • sie treiben voran

جمله‌ی مثال با vorantreiben

  • Wir müssen das Projekt unbedingt vorantreiben.

    ما باید حتماً پروژه را پیش ببریم.

«vorantreiben» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.