سطح C1فعل

betreiben

اداره کردن، راه انداختن

English: to operate

صرف فعل betreiben

حال
er betreibt
گذشته‌ی ساده
betrieb
پرفکت
hat betrieben
امری
betreibe! / betreibt!
  • ich betreibe
  • du betreibst
  • er/sie/es betreibt
  • wir betreiben
  • ihr betreibt
  • sie betreiben

جمله‌ی مثال با betreiben

  • Du musst Aufklärung betreiben.

    باید تحقیق و بررسی کنی.

«betreiben» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.