سطح C2فعل

abwischen

پاک کردن، گردگیری

English: to wipe off, to dust

صرف فعل abwischen

حال
er wischt ab
گذشته‌ی ساده
wischte ab
پرفکت
hat abgewischt
امری
wisch ab! / wischt ab!
  • ich wische ab
  • du wischst ab
  • er/sie/es wischt ab
  • wir wischen ab
  • ihr wischt ab
  • sie wischen ab

جمله‌ی مثال با abwischen

  • Würdest du den Tisch für mich abwischen?

    میشه میز رو برام پاک کنی؟

«abwischen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.