سطح C2فعل

abwimmeln

رد کردن، دست به سر کردن

English: to fend off, to brush off

صرف فعل abwimmeln

حال
er wimmelt ab
گذشته‌ی ساده
wimmelte ab
پرفکت
hat abgewimmelt
امری
wimmle ab! / wimmelt ab!
  • ich wimmle ab
  • du wimmelst ab
  • er/sie/es wimmelt ab
  • wir wimmeln ab
  • ihr wimmelt ab
  • sie wimmeln ab

جمله‌ی مثال با abwimmeln

  • Lass dich nicht so leicht abwimmeln.

    بگذار این‌قدر راحت ردت نکنند.

«abwimmeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.