سطح A1فعل

wischen

طی کشیدن / پاک کردن

English: to wipe

صرف فعل wischen

حال
er wischt
گذشته‌ی ساده
wischte
پرفکت
hat gewischt
امری
wisch! / wischt!
  • ich wische
  • du wischst
  • er/sie/es wischt
  • wir wischen
  • ihr wischt
  • sie wischen

جمله‌ی مثال با wischen

  • Er wischt den Boden.

    او زمین را پاک می‌کند.

مترادف و متضاد

مترادف

«wischen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.