سطح B2فعل

abweichen von

انحراف داشتن از، متفاوت بودن از

English: to deviate from

گرامر

حرف اضافه
von + Dat.

صرف فعل abweichen von

حال
er weicht ab
گذشته‌ی ساده
wich ab
پرفکت
ist abgewichen

جمله‌ی مثال با abweichen von

  • Ihre Symptome weichen leicht vom Normalfall ab.

    علائم او کمی با حالت عادی متفاوت است (انحراف دارد).

مترادف و متضاد

«abweichen von» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.