سطح C2فعل

abweichen

انحراف داشتن، مغایرت داشتن

English: to deviate, to differ

صرف فعل abweichen

حال
er weicht ab
گذشته‌ی ساده
wich ab
پرفکت
ist abgewichen
امری
weich ab! / weicht ab!
  • ich weiche ab
  • du weichst ab
  • er/sie/es weicht ab
  • wir weichen ab
  • ihr weicht ab
  • sie weichen ab

جمله‌ی مثال با abweichen

  • Ich will nicht vom Plan abweichen.

    نمی‌خواهم از برنامه منحرف شوم.

«abweichen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.