سطح C2فعل

abmurksen

کشتن، به قتل رساندن

English: to bump off, kill

صرف فعل abmurksen

حال
er murkst ab
گذشته‌ی ساده
murkste ab
پرفکت
hat abgemurkst
امری
murkse ab! / murkst ab!
  • ich murkse ab
  • du murkst ab
  • er/sie/es murkst ab
  • wir murksen ab
  • ihr murkst ab
  • sie murksen ab

جمله‌ی مثال با abmurksen

  • Der Täter wollte das Opfer abmurksen.

    مجرم می‌خواست قربانی را به قتل برساند.

«abmurksen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.