[ˈapˌmʊʁksn̩]
کشتن، به قتل رساندن
معنی، مثال و مترادفِ abmurksen ←Der Täter wollte das Opfer abmurksen.
مجرم میخواست قربانی را به قتل برساند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی