جدا کردن، قطع ارتباط کردن
English: to uncouple, to detach
Man muss einen Waggon vom anderen abkoppeln.
باید یکی از واگنها را از دیگری جدا کرد.
«abkoppeln» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.