منحرف شدن، دست برداشتن
English: to deviate, to give up
Kannst du nicht endlich mal von dieser blöden Idee abkommen?
مگر نمیتوانی بالاخره این فکر احمقانه را رها کنی؟
«abkommen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.