سطح C1فعل

abknallen

شلیک کردن، کشتن

English: to shoot dead, to gun down

صرف فعل abknallen

حال
er knallt ab
گذشته‌ی ساده
knallte ab
پرفکت
hat abgeknallt
امری
knall ab! / knallt ab!
  • ich knalle ab
  • du knallst ab
  • er/sie/es knallt ab
  • wir knallen ab
  • ihr knallt ab
  • sie knallen ab

جمله‌ی مثال با abknallen

  • Tom wollte Mary abknallen.

    تام می‌خواست مری را بکشد.

«abknallen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.