سطح C2فعل

abbeißen

گاز زدن

English: to bite off

صرف فعل abbeißen

حال
er beißt ab
گذشته‌ی ساده
biss ab
پرفکت
hat abgebissen
امری
beiß ab! / beißt ab!
  • ich beiße ab
  • du beißt ab
  • er/sie/es beißt ab
  • wir beißen ab
  • ihr beißt ab
  • sie beißen ab

جمله‌ی مثال با abbeißen

  • Darf ich mal von deinem Brot abbeißen?

    می‌شود یک لقمه از نانت بردارم؟

مترادف و متضاد

مترادف

«abbeißen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.