سطح B1اسم

die Freigabe

آزادسازی، مجوز

English: release, authorization

گرامر

آرتیکل
die
جمع
Freigaben

جمله‌ی مثال با Freigabe

  • Die Freigabe durch die Aufsichtsbehörden steht noch aus.

    تأیید نهادهای نظارتی هنوز صادر نشده است.

  • Ich warte noch auf die Freigabe durch den Abteilungsleiter.

    من هنوز منتظر تاییدیه از طرف مدیر بخش هستم.

«Freigabe» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.