آزادسازی، مجوز
English: release, authorization
Die Freigabe durch die Aufsichtsbehörden steht noch aus.
تأیید نهادهای نظارتی هنوز صادر نشده است.
Ich warte noch auf die Freigabe durch den Abteilungsleiter.
من هنوز منتظر تاییدیه از طرف مدیر بخش هستم.
«Freigabe» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.