آزاد کردن، منتشر کردن
English: to release, to publish
Wir können ihn nicht freigeben.
ما نمیتوانیم او را آزاد کنیم.
Der Produktmanager muss die neue Version noch für die Produktion freigeben.
مدیر محصول هنوز باید نسخه جدید را برای محیط عملیاتی تایید و آزاد کند.
«freigeben» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.