سطح B2فعل

überwinden

غلبه کردن بر

English: to overcome

صرف فعل überwinden

حال
er überwindet
گذشته‌ی ساده
überwand
پرفکت
hat überwunden
امری
überwinde! / überwindet!
  • ich überwinde
  • du überwindest
  • er/sie/es überwindet
  • wir überwinden
  • ihr überwindet
  • sie überwinden

جمله‌ی مثال با überwinden

  • Sie konnte ihre Angst endlich überwinden.

    او بالاخره توانست بر ترسش غلبه کند.

مترادف و متضاد

«überwinden» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.