سطح B1فعل

übertreiben

اغراق کردن / زیاده‌روی کردن

English: to exaggerate, overdo

صرف فعل übertreiben

حال
er übertreibt
گذشته‌ی ساده
übertrieb
پرفکت
hat übertrieben
امری
übertreibe! / übertreibt!
  • ich übertreibe
  • du übertreibst
  • er/sie/es übertreibt
  • wir übertreiben
  • ihr übertreibt
  • sie übertreiben

جمله‌ی مثال با übertreiben

  • Du musst nicht immer so übertreiben.

    نباید همیشه اینقدر اغراق کنی.

مترادف و متضاد

«übertreiben» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.