سطح C2فعل

überspielen

پنهان کردن، انتقال دادن

English: to conceal, to transfer

صرف فعل überspielen

حال
er überspielt
گذشته‌ی ساده
überspielte
پرفکت
hat überspielt
امری
überspiel! / überspielt!
  • ich überspiele
  • du überspielst
  • er/sie/es überspielt
  • wir überspielen
  • ihr überspielt
  • sie überspielen

جمله‌ی مثال با überspielen

  • Er versuchte, seine Nervosität mit einem Lächeln zu überspielen.

    او سعی کرد عصبی بودنش را با لبخند پنهان کند.

«überspielen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.