[ˈt͡suːˌtuːn]
بستن، اضافه کردن
معنی، مثال و مترادفِ zutun ←Ich kann des Nachts kaum ein Auge zutun.
شبها بهسختی میتوانم چشمهایم را ببندم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی