[ˈt͡suːˌʃtoːsn̩]
اتفاق افتادن، روی دادن
معنی، مثال و مترادفِ zustoßen ←Niemand weiß, was einem morgen zustoßen wird.
هیچکس نمیداند فردا چه بر سرش میآید.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی