[ˈt͡suːˌvɪŋkn̩]
دست تکان دادن به کسی
معنی، مثال و مترادفِ zuwinken ←Die Kinder winken dem Zug zu.
بچهها به قطار دست تکان میدهند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی