[t͡suˈzamənˌtʁɔml̩n]
دور هم جمع کردن
معنی، مثال و مترادفِ zusammentrommeln ←Wir müssen alle Nachbarn für die Party zusammentrommeln.
ما باید همه همسایهها را برای مهمانی جمع کنیم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی