دور هم جمع کردن
English: to drum up, to gather
Wir müssen alle Nachbarn für die Party zusammentrommeln.
ما باید همه همسایهها را برای مهمانی جمع کنیم.
«zusammentrommeln» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.