[ˈt͡suːˌʃaʊ̯ən]
نگاه کردن
معنی، مثال و مترادفِ zuschauen ←Die Kinder schauen dem Film zu.
بچهها دارند فیلم را تماشا میکنند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی