[ˈvɪŋkl̩n]
زاویه دادن، کج کردن
معنی، مثال و مترادفِ winkeln ←Er winkelt den Arm an, um den Muskel zu zeigen.
او بازویش را زاویه میدهد تا عضله را نشان دهد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی