سطح C2فعل

winkeln

زاویه دادن، کج کردن

English: to angle, to tilt

صرف فعل winkeln

حال
er winkelt
گذشته‌ی ساده
winkelte
پرفکت
hat gewinkelt
امری
winkel! / winkelt!
  • ich winkle
  • du winkelst
  • er/sie/es winkelt
  • wir winkeln
  • ihr winkelt
  • sie winkeln

جمله‌ی مثال با winkeln

  • Er winkelt den Arm an, um den Muskel zu zeigen.

    او بازویش را زاویه می‌دهد تا عضله را نشان دهد.

«winkeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.