[ˈvɪʁbl̩n]
چرخیدن
معنی، مثال و مترادفِ wirbeln ←Die Sucher der Zukunft wirbeln um die glänzende Gegenwart herum.
جویندگان آینده به دورِ حالِ درخشان میچرخند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی