[ˈvɪlɪɡn̩]
رضایت دادن، موافقت کردن
معنی، مثال و مترادفِ willigen ←Sie willigten schließlich in die Bedingungen ein.
آنها در نهایت با شرایط موافقت کردند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی