[ˈvɪkl̩n]
پیچیدن، قنداق کردن
معنی، مثال و مترادفِ wickeln ←Bitte wickeln Sie es ein wie ein Weihnachtsgeschenk.
لطفاً مثل کادوی کریسمس بپیچیدش.
Kannst du bitte das Baby im Wickelraum wickeln?
میتوانی لطفاً پوشک بچه را در اتاق تعویض پوشک عوض کنی؟
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی