سطح B1فعل

wickeln

پیچیدن، قنداق کردن

English: to wrap, to swaddle

صرف فعل wickeln

حال
er wickelt
گذشته‌ی ساده
wickelte
پرفکت
hat gewickelt
امری
wickle! / wickelt!
  • ich wickle
  • du wickelst
  • er/sie/es wickelt
  • wir wickeln
  • ihr wickelt
  • sie wickeln

جمله‌ی مثال با wickeln

  • Bitte wickeln Sie es ein wie ein Weihnachtsgeschenk.

    لطفاً مثل کادوی کریسمس بپیچیدش.

  • Kannst du bitte das Baby im Wickelraum wickeln?

    می‌توانی لطفاً پوشک بچه را در اتاق تعویض پوشک عوض کنی؟

«wickeln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.