[ˌviːdɐˈleːɡn̩]
رد کردن، ابطال کردن
معنی، مثال و مترادفِ widerlegen ←Ich sehe nichts, was deine Aussage widerlegen würde.
چیزی نمیبینم که حرف تو را رد کند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی