[ˈvaɪ̯tn̩]
گشاد کردن، وسیعتر کردن
معنی، مثال و مترادفِ weiten ←Er weitete den Schuh mit einem Schuhspanner.
او کفش را با قالب کفش گشاد کرد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی