[ˈvaɪ̯tɐʔɛntˌvɪkl̩n]
توسعه دادن، پیش بردن
معنی، مثال و مترادفِ weiterentwickeln ←Warum sollte sich die Welt immer weiterentwickeln?
چرا دنیا باید مدام پیشرفت کند؟
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی