[ˈvaɪ̯tɐˌbʁɪŋən]
به پیش بردن، ترقی دادن
معنی، مثال و مترادفِ weiterbringen ←Dieses Feedback wird mich beruflich weiterbringen.
این بازخورد مرا از نظر شغلی به پیش خواهد برد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی