[ˈfoːɐ̯ˌʃpʁɛçn̩]
مراجعه کردن، نمونه خواندن
معنی، مثال و مترادفِ vorsprechen ←Er will morgen beim Chef vorsprechen.
او میخواهد فردا نزد رئیس مراجعه کند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی