[ˈfoːɐ̯ˌʃlaːɡn̩]
پیشنهاد دادن (نظر)
معنی، مثال و مترادفِ vorschlagen ←Ich schlage ein neues Treffen vor.
من یک قرار ملاقات جدید پیشنهاد میدهم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی