[ˈfoːɐ̯ˌtant͡sn̩]
پیشرقصی کردن
معنی، مثال و مترادفِ vortanzen ←Sie tanzte den Kindern einen neuen Tanz vor.
او یک رقص جدید برای بچهها پیشرقصی کرد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی