سطح A2فعل

vorschlagen

پیشنهاد دادن (نظر)

English: to suggest

صرف فعل vorschlagen

حال
er schlägt vor
گذشته‌ی ساده
schlug vor
پرفکت
hat vorgeschlagen
امری
schlag vor! / schlagt vor!
  • ich schlage vor
  • du schlägst vor
  • er/sie/es schlägt vor
  • wir schlagen vor
  • ihr schlagt vor
  • sie schlagen vor

جمله‌ی مثال با vorschlagen

  • Ich schlage ein neues Treffen vor.

    من یک قرار ملاقات جدید پیشنهاد می‌دهم.

مترادف و متضاد

مترادف

«vorschlagen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.