[ˈfoːɐ̯ˌhɛŋən]
آویزان کردن، جلو آویختن
معنی، مثال و مترادفِ vorhängen ←Sie hängte den Vorhang vor das Fenster.
او پرده را جلوی پنجره آویزان کرد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی