سطح C2فعل

vorhängen

آویزان کردن، جلو آویختن

English: to hang in front

صرف فعل vorhängen

حال
er hängt vor
گذشته‌ی ساده
hängte vor
پرفکت
hat vorgehängt
امری
häng vor! / hängt vor!
  • ich hänge vor
  • du hängst vor
  • er/sie/es hängt vor
  • wir hängen vor
  • ihr hängt vor
  • sie hängen vor

جمله‌ی مثال با vorhängen

  • Sie hängte den Vorhang vor das Fenster.

    او پرده را جلوی پنجره آویزان کرد.

«vorhängen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.